خیلیها فکر میکنن یاد گرفتن زبان بیشتر به استعداد بستگی داره. یعنی یا باهوشی و زود یاد میگیری، یا کلاً این کار برات سخت میشه. ولی واقعیت یه چیز دیگهست، توی یادگیری زبان، زمان مهمتر از استعداده.
استعداد فقط شروع رو سریعتر میکنه
استعداد شاید باعث بشه یکی اول مسیر یه کم سریعتر جلو بره، ولی هیچوقت جای تکرار و استمرار رو نمیگیره.
مثلاً دو نفر رو در نظر بگیر. یکی با استعدادتره، ولی نامنظم کار میکنه. یکی دیگه شاید معمولیتر باشه، ولی هر روز حتی کم تمرین میکنه. بعد از چند ماه، معمولاً نفر دوم جلو میزنه.
مغز، زبان رو با دیدن، شنیدن و تکرار کردن یاد میگیره، نه با یکبار خوندن.
برای همین توی مسیرهایی مثل دورهPre-Intermediate یا حتی دورهIntermediate، کسی موفقتره که بیشتر در معرض زبان قرار میگیره، نه کسی که فقط باهوشتره.
ممکنه یکی با استعداد باشه ولی هفتهای یکی دو ساعت کار کنه، یکی دیگه معمولی باشه ولی هر روز درگیر زبان باشه؛ نتیجه کاملاً برعکس میشه.

مشکل اصلی: انتظار نتیجه سریع
بیشتر آدمها فکر میکنن چون چند هفته یا چند ماه خوندن، باید خیلی راحت صحبت کنن.
در حالی که مخصوصاً توی سطحهایی مثل مبتدی و Pre-Intermediate ، مغز هنوز داره ساختارها رو میسازه، و داره اطلاعات جمع میکنه تا بتونه خروجی داشته باشه.
راهکار ۱: کم ولی هر روز
اگر دقت کرده باشی یک دوره عادت سازی در سایت هست به نام سی جلسه سه دقیقه ای. طراحی این دوره دقیقا با همین هدف انجام شده. اینکه تو هر روز فقط یک درس سه دقیقه ای که کاملا قابل انجام هست رو پیش بری و بعد از یک ماه غیر از پیشرفتتی که در لغات و مکالمه داشتی ببینی که ذهنت کاملا اماده پرینسیپل سازی برای تداوم در این مسیره.

راهکار ۲: زبان رو وارد زندگی کن، نه فقط درس
اگر فقط موقع درس خوندن با زبان درگیر باشی، سرعت رشدت کم میشه.
باید کاری کنی زبان توی روزت پخش بشه:
ــ یه فایل صوتی کوتاه گوش بده.
ــ چند جمله از دوره مکالمه رو با خودت تکرار کن.
ــ چیزهای ساده رو توی ذهنت انگلیسی کن.
حتی کسایی که توی دوره مبتدی هستن، وقتی پیشرفت جدی میکنن که زبان رو تبدیل به عادت روزانه میکنن، نه فقط درس خوندن.

راهکار ۳: روی تعداد مواجهه تمرکز کن
به جای اینکه بپرسی چقدر خوندم؟ بپرس «چند بار امروز با زبان درگیر شدم؟»
ممکنه ده دقیقه تمرین ولی پنج بار در روز، بهتر از یک ساعت یکجا باشه.
راهکار ۴: خودت رو با نسخه قبلیت مقایسه کن
مقایسه با بقیه معمولاً انگیزه رو نابود میکنه.
به جای اون، ببین نسبت به دو هفته قبل یا یک ماه قبل چی تغییر کرده. حتی تغییرهای کوچیک خیلی مهمن، فقط چون آروم اتفاق میافتن، دیده نمیشن.
جمعبندی
استعداد شاید شروع رو راحتتر کنه، ولی زمان نتیجه رو میسازه.
در یادگیری زبان، کسی موفقتره که بیشتر در مسیر میمونه، نه کسی که فقط باهوشتر هست.
چیزی که تو رو جلو میبره تعداد ساعتهایی نیست که فکر کردی یاد گرفتی، بلکه تعداد لحظههایی هست که واقعاً با زبان درگیر بودی.
نظرتون چیه؟